تبليغاتX
حس بودن ... sense of being

حس بودن ...

سال نو می شود آیا بی حضور تو !؟


بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بیخورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشمهای نگران آینهی تردیدند

نشد از سایهی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهیوار
باز هم نام و نشان تو ز هم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصلها را همه با فاصلهات سنجیدند

تو بیایی همهی ثانیهها، ساعتها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند


                                                                                                                                              قیصر امین پور


+  مورخ  90/12/29ساعت 1  از زبان سنبله  | 

سپس به سمت لبش برد و … سر كشيد مرا !!!


صدا ز كالبد تن به در كشيد مرا

صدا به شکل كسي شد ، به بر كشيد مرا!


صدا شد اسب ستم ، روح من کشانده پي اش 

به خاك بست ؛ به كوه و كمر كشيد مرا !


بگو كه بود كه نقاشي مرا مي كرد 

كه با دو ديده همواره تر ؛ كشيد مرا ؟!


چه وهم داشت كه از ابتداي خلقت من 

غريب و كج قلق و در به در كشيد مرا ؟!


دو نيمه كرد مرا ، پس تو را كشيد از من

پس از كنار تو اين سوي تر كشيد مرا !


میان ما دری از مرگ کرد نقاشی 

به میخ کوفته در؛ پشت در کشید مرا !


خوشش نيامد ! اين نقش را به هم زد و بعد

دگر كشيد تو را و دگر كشيد مرا !


من و تو را دو پرنده كشيد در دو قفس !

خوشش نيامد ! بي بال و پر كشيد مرا !


رها شديم؛ تو ماهي شدي و من سنگي 

نظاره تو به خون جگر كشيد مرا !


خوشش نيامد ، اين بار از تو دشتي ساخت 

به خاطر تو نسيم سحر كشيد مرا !


خوشش نيامد؛ خط خط خط زد اينها را !

يك استكان چاي ، از خير و شر كشيد مرا !


تو را شكر كرد و در رگان من حل كرد 

سپس به سمت لبش برد و … سر كشيد مرا !!!



>>>> تمام دنیا با یک فنجان چای تفسیر می شود.

>>>>سید رضا محمدی/ شاعر جوان اهل افغانستان


  

+  مورخ  90/12/12ساعت 12  از زبان سنبله  | 

حس & خاطره & ...


زمانیکه خاطره هایت

از امیدهایت قوی تر شدند،

پیر شدنت شروع میشود.



>>> "دلتنگی" فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم.

+  مورخ  90/12/05ساعت 19  از زبان سنبله  |